تبليغاتX
عشق اینترنتی

عشق اینترنتی

عاشقانه

قسمت تو

عکس عاشقانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آبان1389ساعت 14:9  توسط ناصر  | 

عشق چیست؟

به کوه گفتم عشق چیست؟

لرزید

به ابر گفتم عشق چیست؟

بارید

به باد گفتم عشق چیست؟

وزید


به پروانه گفتم عشق چیست؟

نالید

به گل گفتم عشق چیست؟

پرپر شد

به انسان گفتم عشق چیست؟

اشک از دیدگانش جاری شد و گفت

دیوانگی ست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:52  توسط ناصر  | 

عشق چیست؟

به کودکی گفتند: عشق چیست؟ گفت: بازی.

به نوجوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی.

به جوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت.

به پیرمردی گفتند: عشق چیست؟ گفت:عمر.

به عاشقی گفتند: عشق چیست؟

چیزی نگفت: آهی کشید و سخت گریست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:48  توسط ناصر  | 

در غروب....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:47  توسط ناصر  | 

معنای لطیف عشق . . .

معنای لطیف عشق . . .  

http://img.aksfa.net/2009/Ghorob/Ghorob4.jpg

گفتي به احترام دل باران باش

باران شدم و به روي گل باريدم

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را

از عشق تو گونه هاي او بوسيدم

گفتي كه ستاره شو دلي روشن كن

من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتي كه براي لحظه اي مجنون باش

مجنون شدم و ز دوريت ناليدم

گفتي كه بيا دريا  شو

دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

گفتي كه بيا و از وفايت بگذر

از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست

معناي لطيف عشق را فهمیدم . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:41  توسط ناصر  | 

تو را دیگر نمی خواهم . . .

 

                      


تورا دیگر نمی خواهم نگو دیوانه می باشد


که دیگر خانه ات همچون مسافر خانه می باشد


+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:36  توسط ناصر  | 

جدايي . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:31  توسط ناصر  | 

خواستم عشق را تو ...

خواستم عشق را تو دستام ، بگیرم ولی‌ جا نشد .

پس گذاشتمش تو جیبم، ولی‌ جا نشد .

در کیفمو باز کردم، ولی‌ جا نشد.

تصمیم گرفتم ببرمش تو اتاق ، ولی‌ جا نشد.

بنابرین یه خونه براش گرفتم، ولی‌ جا نشد.

با خودم گفتم یه باغ! آره !ولی‌ جا نشد.

حتما تو کره زمین جا می‌شه، ولی‌ جا نشد

پس گذاشتمش تو قلبم، حالا دیگه جاش خوبه خوبه.

  تازه میفهمم اینکه میگن دل آدم می‌تونه از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی‌ چی‌ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:28  توسط ناصر  | 

طلوع چشمان تو

به سیاهی آسمان شب نگاه میکردم،یک داس منور در میان ستاره های چشمک زن جلب توجه میکرد ، همه جا ساکت بود ، آسمان لحاف مشکی به سر کشیده و خوابیده بود.دریا آرام بود،تنها چیزی که خلوت پر سکوتم را بر هم میزد ، برخورد موج های سرکش به سینه ی سنگ های صبور بود .ومن بر روی سکوی بزرگی رو به دریا نشسته بودم ،و در بی نهایت آب دریا ،در انتظار طلوع چشمان تو بودم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:20  توسط ناصر  | 

عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:10  توسط ناصر  | 

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...

و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !

و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !

ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !

بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...

ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !

چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !

بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... !

چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !

برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !

کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !

ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!

و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 20:6  توسط ناصر  | 

چشامو بستم ... !

من و تو یه عمری با هم بودیم ، کی جدا میدیده از هم مارو ؟!
کی میونمون فاصله انداخت ، کیه که حل کنه این معمارو ؟!

از اون لحظه که دل به تو بستم ، از این که نباشی میترسیدم ...
به خودم میگفتم کاشکی میمردم ٬ اما این روزها رو نمیدیدم !

چشامو بستم تا نبینم ٬ قلبت سهم کی داره میشه ...
چشاتو وا کن تا ببینی ٬ قلبم بی تو آواره میشه !

بیا تماشا کن بی تو ، چیزی از دلم نمیمونه ...
واسه تو که قلبت از سنگه ، دل کندن ازم چه آسونه !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 19:58  توسط ناصر  | 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 19:56  توسط ناصر  | 

 

به گل گفتم:عشق چیست؟گفت از من خوشبوتره

  به پروانه گفتم :عشق چیست؟گفت از من زیباتره

به شمع گفتم:عشق چیست؟گفت از من سوزانتره

به عشق گفتم :آخر تو چه

  هستی ؟

 
گفت:من نگاهی


  بیش نیستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 19:51  توسط ناصر  | 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 19:48  توسط ناصر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 21:6  توسط ناصر  | 

دوستت دارم

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگی منی
    
                                        دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
 
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
 
                                       دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
 
 دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني 
 
                                        دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
 
دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:46  توسط ناصر  | 

 

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفاکردن
مرالایق بدانی یا ندانی دوستت دارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:30  توسط ناصر  | 

دوست دارم دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تو

من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه داره عشق

عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم

در خموشی چشم ماروقصه ها وگفت وگو هاست

من تو را درجسته ی محراب دیدن دوست دارم

من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم

چله را در مقدم عشقم شکستن دوست دارم

بغض سر گردون ابرم قله ای آرامشم کن

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:25  توسط ناصر  | 

بی تو گریه کردم توی شب ها بی ستاره،  انتظارتو کشیدم تا که برگردی دوباره

در غروب رفتن تو لحظه هایم را شکستم، زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم

پشت شیشه روز وشب دل به بارون می سپارم،من برای گریه هایم چشمه ها روکم می آرم

انتظار با تو بودن منو از پا در می آره، ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشام بباره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:20  توسط ناصر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:19  توسط ناصر  | 

عاشقانه برای عشق

 

ای شب ازرویای تورنگین شده**سینه ازعطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من  گسترده ** شادیم بخشیده از اندوه خویش

همچو بارانی شوید جسم خاک **هستیم ز آلودگی ها کرده  پاک 

ای تپش های تن  سوزان من ** آتشی  در  سایه  مژگان  من

ای دو  چشمانت چمن زار من **داغ چشمت خورده برچشمان من 

ای نفس هایت نسیم نیم خواب ** شسته ازمن لرزه های اضطراب

چون تب عشقم چنین افروختی** لاجرم  شعرم  به آتش سوختی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:17  توسط ناصر  | 

سپیده ی عشق

سپیده ی عشق

آسمان همچوصفحه ی دل منروشن ترازجلوهای مهتاب است

امشب ازخواب خوش گریزانم که خیال توخوشتر از خواب است

خیره برسایه های وحشی بیدمی خزم درسکوت بستر خویش

 باز دنبال نغمه ای دل خواه    می نهم سر به روی دفتر خویش

 لذتی ناشناس و رویا رنگ     می دود هم چون خون به رگ هایم

می نویسم برروی دفترخویش

 ((جاودان باشی ای سپیده ی عشق))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:15  توسط ناصر  | 

می خواهم

 

می خواهم تا آخر عمر خانه نشین خیال تو باشم. به یاده رفتنت مثل

ابرهابغض کنم به نامه های ننوشته ات پاسخ بدهم وازپشت پنجره به

آرزوهایت سلام کنم.می خواهم تاانتهای این جاده همچنان بی قرار تو

باشم و تمام لحظه ها را به عشق دیدن تو طی کنم. می خواهم با تواز



حادثه عبور کنم.کسی را نداشتم تابااواز رازهای کوچک بگویم.از دانه
 

های شبنم بر تیغه های علف کسی را نداشتم تا با او از رازهای بزرگ

بگویم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:13  توسط ناصر  | 

اگه بگى دوستم دارى

اگه بگى دوستم دارى  

             تا آسمون پر مى گیرم

                زندگى گذشتم رو، دوباره از سر مى گیرم        

اگه بگى دوستم دارى

          مى میرم و زنده مى شم

             روشن تر از روز خدا ،خورشید تابنده مى شم

اگه بگى به غیر من

             کسى تو دنیا ندارى

               رو گفته هاى  این و اون   از ته دل پا  بزارى

من هم برات فدا مى شم

              گریه بى صدا مى شم

                           اگه بگى یار منى

                                   همدم و غمخوار منى

من هم برات یار مى شم

             یار وفادار مى شم!...

love     

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:10  توسط ناصر  | 

www.hamtaraneh.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:9  توسط ناصر  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:8  توسط ناصر  | 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:7  توسط ناصر  | 

20بار دیدمت، 19 بار بهت خندیدم، 18 بار به من

اخم کردی، 17 بار از دستم خسته شدی، ولی 16 بار

 دیگه سعی کردم، و 15 جمله ی عاشقونه رو به

14 بار به 13 زبون دنیا و 12 لهجه و 11 روز و

 روزی 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم اما تو 8 بار

 قهر کردی، 7 بار صورتتو از من برگردوندی، و من

 6 بار برات مردم، 5 بار قربونت رفتم، و 4 بار نازتو

 کشیدم، 3بار ناز کردی، و 2 بار جونم رو به لبم

رسوندی، تا فقط 1 بار به من بگی:

( دوستم داری)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:4  توسط ناصر  | 

عشقولانه

در خود فکر بودم که به يارم چه فرستم ناگهان گل گفت مرا بفرست تا مظهر زيبايي او

باشم گفتم نه گفت چرا؟ گفتم که يارم از صد تا گل خوشکلتر است.ناگهان خار گفت

مرا بفرست تا خاري بر چشم دشمنان او باشم گفتم نه گفت چرا؟گفتم يارم انقدر مهربان است

که دشمني نداردناگهان قلبم گفت مرا بفرست تا از صميم قلب به او بگويم دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 21:47  توسط ناصر  |