تبليغاتX
عشق اینترنتی
+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 21:16 |

 

 

 

خودت بودی که اومدی سراغم

گفتی بهم که از تب تو داغم

گفتی بیا ستاره نور بپاشون

به کلبه تاریک و بی چراغم

 

 

 

گفتی بهم یه دنیا رمز و رازی

عاشقی و دریایی از نیازی

یادت میاد یه روزی زیر بارون

گفتی برام قصری از عشق می سازی

 

 

 

 

گفتم داری سر به سرم می ذاری

شوخی نکن ,تو منو دوست نداری

کاشکی می شد من اشتباه می کردم

می فهمیدم راس راسی بی قراری

 

 

 

 

گفتم دلت یه روزی جام می ذاره

گفتی دلت عاشق و بی قراره

اما ته قصه دیدم دروغه

قصه ی تو یه حرف راست نداره

+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 21:10 |
 
افسوس آن زمانی که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم

آن زمانی که دوستمان دارند لجبازی می کنیم و بعد...

برای آنچه از دست رفته آه می کشیم  

+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 20:50 |
 گاهی اوقات گذشتن از معشوق                  

                                    به خاطر عشق                                

                                   نهایت عاشق بودنه  

+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 20:44 |
مرا محکوم کردند به جرم اینکه گلی چیده ام
 
چون دستانم بوی گل میدادند
 
ولی هیچکس پیش خود فکر
 
 نکرد که شاید من گلی کاشته باشم...
 
هیچکی نتونست به دلش یاد بده که نشکنه
 
ولی حداقل من تونستم به او یاد بدم که وقتی شکست
 
لبه تیزش دست اون کسی رو که شکستشو
 
نبره...
+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 20:33 |

حرف نميزنم چون کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم

 نمينويسم چون کسي رو ندارم که نوشتمو بخونه دلم ميخواد داد بزنم ولی نميزنم چون بازم کسي رو ندارم که صدايه بلندمو بشنوه پس فقط گريه ميکنم چون ايندفعه خودمم دوست ندارم که کسی گريمو ببينه.

+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 20:25 |

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

+ نوشته شده توسط ناصر در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 20:21 |
<
 
 
!...وقتي مي رفتي

وقتي مي رفتي گفتي

دوباره بر مي گردم

بارون ميخوردبه شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي مي رفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگيردنيارو

خوشكل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كاردلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيادنياست

به پاي تومي شينم

حتي اگه نتونم

خواب توروببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزو هامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالايه مرد تنهام

بايه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظارنشسته

..........................***.........................

..........................***.........................

..........................***.........................

از طرف :ناصر