تبليغاتX
عشق اینترنتی -
گريه آمد خنده آمد گريه بامن پر گرفت

گريه در افتادنم دست مرا بهتر گرفت

خنده آمد بامن اما طاقت ماندن نداشت

گريه با من ماند چشمان مرا از سر گرفت 

در شبان خسته دلگير تنهايي فقط

گريه بامن يار شد از دست من ساغر گرفت

داشتم در غربت تاريک خود يخ مي زدم

نيمه شب يک شعله آتش داد خاکستر گرفت

+ نوشته شده توسط ناصر در چهارشنبه 7 شهریور1386 و ساعت 20:8 |
<
 
 
!...وقتي مي رفتي

وقتي مي رفتي گفتي

دوباره بر مي گردم

بارون ميخوردبه شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي مي رفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگيردنيارو

خوشكل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كاردلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيادنياست

به پاي تومي شينم

حتي اگه نتونم

خواب توروببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزو هامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالايه مرد تنهام

بايه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظارنشسته

..........................***.........................

..........................***.........................

..........................***.........................

از طرف :ناصر