اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
سکوت را فراموش می کردی
و تمامی ذرات وجودت
عشق را فرياد می کردند
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
چشمهايم را می شستی
و اشکهايم را با دستان عاشقت
به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من در سکوت نگاهـت
با عشق زمینی تو به عرش بروم
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
هرگز دلـم را نمی شکستی
گرچه خانه اهریـمـن
شايسته ويرانیست !
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
حتی لحظه ای مرا نمي آزردی
که اين غريبه تنها ، جز نگاهت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زيستن ندارد
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
دوستم می داشتی
و مرا از اين تـنهایی رها می کردی
ای کاش تمام اينها را می دانستی ...
