ای کاش آييه ای داشتم
تا خلوت انديشه هايم را در آن ببينم
کاش خورشيدی به من می دادی
تا بتوانم از کوچه های تاريک رد شوم
ای کاش می توانستم از سايه هاس اطلسی عکسی در آب بيندازم
کاش می توانستم وجودم را از عشق تو سرشار کنم
ای کاش شب ها در اندوه يک نور فانی نمی شدند
ای کاش آدمک ها ی بدل جايگزين صداقت نمی شدند

